زين العابدين شيروانى
373
بستان السياحه ( فارسي )
آنكه اكر معرفت خداى تعالى داشتى كناه كبيره نكردى و نماز را ترك ننمودى و هريك از اين فرق خمسه چند فرقهاند كه ذكر همه باعث طول كلام خواهد بود و جميع ايشان دشمن امير المؤمنين على ع اند و جمعى كثير از ايشان عثمان را نيز دشمن دارند يحبّون الشّيخين و يبغضون الصهرين يعنى ابو بكر و عمر را دوست دارند و عثمان و على ع را عداوت كنند بعضى از آن فرقه كويند كه امامت زن روا و نكاح مؤمنه بر كافر سزاست و خير و شر از جمله قضا و قدر خداست و همه برآنند كه حضرت امير المؤمنين على ع و مالك اشتر و طلحه و زبير و معاويه و عمرو عاص و عايشه و لشكر ايشان كافر بودند و چندين هزار كس بسبب فساد ايشان از مسلمانان هلاك شدند و چندان فتنه و فساد و جور و عناد ايشان در جهان نمودند كه به وصف راست نيايد لهذا تبرّا از ايشان واجب و لازمست و در وقت نكاح بيزارى از آنها نمودن متحتّم است فقير كويد كه به غير از ولايت عمّان در تمامى جهان از فرقه خوارج نديده و از سيّاحان معرفتنشان نيز نشنيده عموما مردم خوارج مخنّث صورت و بىغيرت و قوّاد سيرت و سياهفام و لاغراندام و كريهمنظر و قبيحپيكر باشند بعضى از ايشان بعلم سحر و جادو مايل و در آن فن كاملند و حكّام ايشان مردمان عادل و بر صلح و سداد عاملند بعضى از بلاد آن ديار بطريق معهود مذكور خواهد شد و صلّى اللّه على محمّد و آله الطّاهرين ذكر عنزلى بفتح عين و سكون نون و فتح زاء معجمه و لام مع الياء بندريست از كيلان و سه طرف آن دريا و يك طرف آن صحرا و بندر دلكشاست و آن بندركاه ملك روس و جرجان و شيروان و طالش و مازندران و غير ايشانست و قرب هزار باب خانه در اوست راقم آنجا را ديده و مدّت چهل روز توقّف نموده مردمش طوايف مختلفه امّا اكثر و مقتدر ايشان شيعهء اماميّهاند ذكر عينآباد قريهايست خجسته بنياد از قراكوزلو از توابع همدان راقم از دور ديده و حاكمش مشاهده كرديده خالى از مردمى نيستند ذكر عينتاب شهريست بهجتمآب كويا بجهة كثرت عيون و چشمها اين اسم را بر آن نهادهاند آن شهر ما بين حلب و مرعش اتفاق افتاده و سمت جنوب و شمالش فىالجمله كرفته و شرق و غربش كشاده است قرب هفتهزار باب خانه در اوست و نواحى خوب و قراى مرغوب مضافات اوست آبش كوارا و هوايش دلكشا غلّاتش ارزان و ميوهء سردسيريش فراوان تل بلند در ميان آن شهر واقع و بر زبر تل حصار استوار ساخته شده همواره از جانب خوندكار حراست آن حصار مىكنند عينتاب از اقليم چهارم و از جند قنسرين و شهرى دلنشين است مردمش تركزبان و با غرباء و فقراء مهربان عموما حنفى مذهب و قليلى شيعه و نصارى نيز دارد و اقلّ قليل در قرب و جوار آن ديار فرقه علىاللّهىاند راقم كويد كه مدّت هفده روز در آن شهر بوده و با فرقه عظما و كبراى آن ديار ملاقات نموده بذكر يك نفر از ايشان اقدام مىنمايد ذكر شيخ احمد مزيّن درويشى بىخويش و فقيرى معرفتانديش بود و طريقت خود را بظهير الدّين خلوتى درست مىنمود و سلسلهء خلوتيان بشيخ معروف كرخى قدّس سرّه العزيز مىرسد فقير در آن مدّت كه آنجا بود در خدمت ايشان مىبود و اصناف الطاف نسبت به اين فقير اظهار مىفرمود و فقير نيز صحبت آن عزيز را غنيمت مىشمرد روزى فقير سؤال نمود كه راه حق را چون يافتى و در طريق حقتعالى چكونه شتافتى در جواب فرمود كه راه حق دور نيست كه بشتابم و ايزد متعال مفقود نيست كه دريابم حضرت بارىتعالى از شدّت پيدائى پنهان و از كثرت ظهور مخفى از اين و آنست مكر جمال معنى و هو أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ نديدهء و كمال جمال وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ نشنيدهء و شاهد فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ بر تو جلوه نكرده تا حقيقت هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ ترا معلوم شود و معرفت ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى تو را حاصل كردد آنكه بدانى كه حضرت هويّت را با جميع مظاهر معيّت متحقّق است چنان كه ماهيّت مطلقه را وجود در ماهيّت مجرّده مخلوط لاجرم سريان هويّت در اشياء مانند سريان واحد است در اعداد چنان كه هيچ عددى بىواحد نيست و اكر نظر به حقيقت كنى در همه مراتب ظهور واحد است و اختلاف بحسب تكرار و اضافاتست و آن جز امر اعتبارى بيش نيست و همچنين هيچ موجودى بىمعيّت هويّت كسوت شهود نتواند پوشيد امّا ديدار او را هر ديده نتواند ديد و چون ديدهء حقبين كسى را حاصل شود و بينش ليس فى الدّار غيره ديّار ظاهر كردد هرآينه اختلاف هستى و ما و من بتپرستى از ميان برخيزد و دوئى من و توئى مرتفع شود و بسرّ وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ